مرتضى راوندى
198
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
داد . امير صدور طلا را ممنوع نمود ولى بطور قاچاق از راه تركيه و هند صادر مىگرديد . شيل مىنويسد : « باوجود منع دولت ، صدور طلا به هند و تركيه ادامه دارد . كاهش ميزان سكههاى طلا و نقره محسوس است و حتى كمياب گشته ، و نمىدانم از چه ذخيرهاى دولت مىتواند جاى آن را پر كند . » پس چارهء كار را در تأسيس صنايع جديد ملى ديد ، و در محدود كردن واردات ايران . البته اين سياست مورد پسند روس و انگليس نبود . شيل ضمن بحث راجع به پيشنهاد امير براى بناى كارخانهء پارچهبافى ، مىنويسد : « به امير نظام خاطرنشان كردم كه نقشهء ايجاد كارخانه ، آزمايش پرخرجى است ، و بهتر اين است كه پارچهء فرنگى را به بهاى ارزانترى وارد كند . » ولى امير ، با دلايل منطقى ، پيشنهاد او را رد كرد . اندرزهاى مشفقانهء ! سفير انگليس و اعتراض سفير روس در سياست اقتصادى امير مؤثر نيفتاد . مؤلف صدر التواريخ مىنويسد : « امير نظام برحسب معاهدهء تجارتى كه با دول بسته شده بود ، از آوردن اجناس آنها به ايران منع نمىكرد ولى در عمل ، اين مرد خيرخواه و ايراندوست ، با پوشيدن لباسهاى وطنى ، هموطنان خود را به پوشيدن پارچههاى داخلى تشويق مىكرد كه هميشه درم و دينارشان به دست خودشان ، داير و ساير باشد و به خارجه نرود . امير در اين فقره ، جد وجهد بليغ داشت . » محمد شفيع قزوينى مؤلف كتابچهء قانون ، در شرح تنظيمات دولتى امير مىگويد : قرارومدار اميركبير چنان بود كه صد دينار پول ممالك محروسه به دول خارجه نرود . « 1 » « با ترقى و پيشرفت صنايع داخلى ، دولت ايران به دعوت حكومت انگلستان پاسخ مثبت داد ، در نمايشگاه بينالمللى لندن كه در سال 1267 هجرى قمرى برپا شده بود ، شركت جست و نمونههايى از كالاهاى مختلف ايران گردآورى كرد و به اسلامبول فرستاد كه از آنجا به لندن ارسال گردد . اهم كالاهاى مزبور عبارت بود از : قالى ، شال كرمانى طرح كشمير ، شال باب روم ، ترمه ، ترمهنما ، پوست قلمكار ، زرى ، حرير ، مخمل ، اطلس ، ابريشم ، گلدوزى ، كتان ، چيت ، قاب آئينه ، خاتمكارى ، قلمدان ، اسباب خرازى ، عباى وزيرى ، كليجه ، مرواريد ، فيروزه ، اسلحه وادوات جنگى . رقم صادرات ايران در 1267 ، بيش از يك ميليون ليرهء انگليس ذكر شده ( هر ليره معادل دو تومان ) . عمدهء كالاهاى صادراتى ابريشم بود كه به روسيه صادر مىگشت و قسمت اعظم واردات ايران از محل فروش آن و اسعارى كه تحصيل مىشد ، تأمين مىگرديد . بيشتر محصول ابريشم از گيلان بدست مىآمد كه ميزان توليد آن در 1257 به يك ميليون كيلوگرم رسيد . نصف آن ابريشم مرغوب بود و بهاى آن در محل ، بالغ بر چهارصد و پنجاه هزار ليره بود . دههزار ليره ماليات به آن تعلق مىگرفت يعنى از قرار پنج درصد براى دولت و دو نيم درصد جهت توليدكنندگان . بهاى پانصدهزار كيلوگرم ابريشم نامرغوب 150 هزار ليره بود . در زمان امير ، ميزان توليد ابريشم و جنس آن خيلى ترقى كرد ، بر صادرات آن نيز افزوده شد . ديگر كالاهاى صادراتى ايران عبارت بود از : به هندوستان : خشكبار ، اسب و مقدار كمى ترياك كه مجموع آن به 350 هزار ليره مىرسيد ؛ به عثمانى : ابريشم ، تنباكو ، چادر شب ، پنبه ، پارچههاى پشمين و گوسفند ؛ به انگليس : مقدار خيلى كمى ابريشم ؛ به روسيه : ابريشم ، غله ، پنبه و نيشكر .
--> ( 1 ) . ر ك : همان . ص 405 - 402 .